سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

237

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

( 1 ) باب هفتم در شهادت آن حضرت مورّخان مىگويند : على ( ع ) همواره به انتظار قاتلش بود و مىفرمود : چه وقت شقىترين فرد اين امّت برانگيخته مىشود ؟ ( 2 ) احمد در كتاب « الفضائل » از قول وكيع به نقل از قتيبة بن قدامه رواسى و او از پدرش ، از ضحاك بن مزاحم و او از على ( ع ) نقل كرده است كه رسول خدا ( ص ) فرمود : « يا على ! آيا مىدانى كه شقىترين فرد امّتهاى پيشين كه بوده است ؟ گفتم : خدا و رسولش بهتر مىدانند ، فرمود : پىكنندهء ناقهء صالح ، سپس فرمود : آيا مىدانى شقىترين فرد پسينيان كيست ؛ گفتم : خدا و رسولش بهتر مىدانند ، فرمود : كسى است كه اين را از اين رنگين مىكند ! » يعنى محاسن على ( ع ) را از خون سرش . ( 3 ) اين حديث را عبد اللّه بن احمد نيز در كتاب « الزّهد » با همين اسناد از قول پدرش نقل كرده است . و احمد در مسند به نقل از على بن حكيم اودى و او از شريك از قول عثمان بن ابى زرعه و او از زيد بن وهب نقل كرده ، مىگويد : گروهى از خوارج بصره نزد على ( ع ) آمدند كه در آن ميان مردى بود به نام جعد بن نعجه ، به على ( ع ) گفت : يا على از خدا بترس زيرا تو مىميرى ! حضرت فرمود : « بلكه مرا مىكشند با ضربتى كه بر سرم وارد مىكنند و خونش اين محاسنم را رنگين مىسازد و اين از طرف خدا مقدّر گشته و قضاى حتمى است و هر كه تهمت زند نوميد از رحمت خداست ! » در حالى كه ابو نعجه او را با لباس خشنى كه داشت مورد پرخاش قرار داده بود ، پس گفت : او از تكبّر به دور است و سزاوارتر به پيروى است .